خرید بک لینک
گوش بده صدامو گوش بده آخه من هنوز یه عاشقم گوش بدهوقتی که میگم از عشقمون عاشق همین دقایقم گوش بدهاونقده از عاشقی میگم که همه رو عاشق بکنماین دفعه که از تو دور بشم میمیرم دیگه دق میکنمگوش بده صدامو گو

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 4:11

دل کوچولو دل دیوونه دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی پریشون میشی نمیدونی دیوونه
بیرون از خونه دلا همه سنگ هر چی میبینی رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد حتی یادتم میبرند از یاد
دل کوچولو دل دیونه دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی پریشون میشی نمیدونی دیونه

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 4:11

شانهات مُجابم میکند

در بستری که عشق

تشنگیست

زلالِ شانههایت

همچنانم عطش میدهد

در بستری که عشق

مُجابش کرده است

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 4:11

رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوزعکس روی تو در این آینه پیداست هنوزهر که در سینه دلی داشت به دلداری داددل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوزدر دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه رازدر سرم شور تو چون باده به م

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 23:11

آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبودچشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبودنقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بودعکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبودلب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشتدل همان دل بود اما مست و

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 23:11

بی مهر رخت روز مرا نور نماندستوز عمر مرا جز شب دیجور نماندستهنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نماندستمیرفت خیال تو ز چشم من و میگفتهیهات از این گوشه که معمور نماندستوصل تو اجل

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

“گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟


آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!


مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود


ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی!”

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند


شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند


منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند


به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو


روی دل بود به سوی آستانه ی تو


چو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر، روح من به شور و غوغا


رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

بهت بدجوری وابسته ام که اینجوری بهم ریختمهمه حرفامو تا امروز نگفتمتو دلم ریختمتو پیشم نیستی و هرشب دارم از غصه می پوسمدلم میگیره وقت خوابکه چشماتو نمی بوسمچه لحظه های بیرحمی داره صبرم تموم میشهتو نیست

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

میدونی آدم وقتی عزیزی را ازدست میدهتنها سنگ صبورش عشقشعشق من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکنغیرگریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نیاد زاری بکناون که رفته دیگه هیچ وقت نمیادتا قیامت دل من

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:48

صفحه بندی